شهرآرانیوز

خبر ویژه

بدور ما فراغت کیمیابی غم عالم نصیب جان مابی /کالبدشکافی تاریخی ،اقتصادی و سیاسی در چند دهه اخیر ایران

   سفیر ایلام|نظام ستمشاهی تاریخ معاصر ایران ،جنگ تحمیلی، تحریم های فلج کننده از سپیده دم انقلاب اسلامی و امروز بحران ویروس، کووید ۱۹  با القاب "کروناویروس" هر کدام از این رخدادها با عناوین بظاهر کوتاه، عمریست سرزمین مانا ایران را با واقعیتهای تلخ و تراژدیک روبرو و پیامدهای طاقت فرسای بر سرنوشت و تاریخ جامعه ایران داشته و این خطه را به چالش منحصر بفردی گشانده است. بقولی بروزگار ما، کشور ایران را در گردنه های سخت و صعب زندگی اجتماعی و انسانی قرار داده است. بعبارتی مبتنی بر ابیاتی از عارف و شاعر عارف مسلک "بابا طاهر": غم عالم نصیب جان ما بی/ بدور ما فراغت کیمیا بی.

       سناریوهای جهان سلطه (شرق و غرب) در طراحی نظم پیشین یا نوین جهان انسانی چه بازی هایی داشته و دارد. اهل نظر و صاحبان تجربه میدانند مردم این سرزمین در طول تاریخ باستانی  و معاصر خود چه ارضها، نام ها و چه جان ها را فدا نموده تا ایران و ایرانی بماند. برای اینکه ایران و سرزمین اهورایمان مانا و ماندگار شود، چه خونها که نریخته ایم و چه رشادتها که ننمودایم!

      خیلی دور نشویم و اگر گذری و نظری بر انقلاب مشروطیت نمایم، بارها در این سرزمین شاهد تقابل اقلیت حاکم در مقابل اکثریت بوده ایم.آن عصر، چه مصائب، رنج ها و مرارت هایی برای انقلابیون و جامعه بحران زده در پی نداشته است.حاصل آن دگرگونی متاسفانه در هنگام نتیجه گیری ،موجب پدید آمدن دیکتاتوری جدید رضاخانی از دل استبداد کهنه و ملوک‌الطوایفی قاجاری گردید. انقلابیون مشروطیت چه می خواستند! اما چه شد! چرخ بازیگر روزگار! در سیر سپر و دور قمر چه بازیهای تکراری دارد .این امر ما را به تایید این فرضیه نظری جامعه شناختی منتهی می کند که همیشه تاریخ ، انقلابها فرزندان انقلابی خود را ناجوانمردانه کنار میزنند.

        براساس "تئوری اسکاچپول" صاحب نظر جامعه شناسی غرب ، معتقد است، انقلابها دارای یک نقشه از پیش طراحی شده و یک اقدام جمعی آگاهانه نیستند.  بنظر وی انقلابها تحت تأثیر عوامل اراده گرایانه نمی باشند. اما در نقد این نظر به  واقع می‌توان گفت شاید به لحاظ نگاه کل گرایانه و بینشی این فرضیه قابل تامل و پذیرش باشد ولی از نظر روشی و نتیجه گیری محل پرسش است !بدین جهت اگر انقلابیون مشروطه خواه و مشروطه مشروعه خواه از نظر استراتژیکی و ایدئولوژیکی و مهمتر ویژگی رهبری شرایط لازم و جامع را داشت و بر اساس آن حرکت می کرد یا در قیام صنعت ملی نفت ،بین جناح جمهوری‌خواه و اسلامیت خواه هماهنگی وجود داشت ،انقلاب و تحول بنیادین و دگرگونی نظام سیاسی جامعه ایران اینگونه دچار تأخر زمانی و هزینه های مضاعف انسانی و تعویق برون رفت از رکود تاریخی و سیاسی  و اقتصادی نمی گردید.

       باظهور انقلاب اسلامی و چفت شدن دو ویژگی شاخص جمهوریت واسلامیت و رهبری امام (ره) در سال۵۷ ، آمال و آرزوهای دیرینه این سرزمین و شعار؛ استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی  تحقق یافت .اما دیری نپاید ، باز نظام استکباری درجهت انحراف نهال انقلاب اسلامی سناریوی جنگ تحمیلی و هجوم مغول وار همسایه غربی عراق که بنوعی مردمانش از جنس کیش ومذهب این سامان بود، براین مرز و بوم ترغیب وحمله ور نمود. هنوز ملت ایران طعم پیروزی و ظفر خون بر شمشیر را تجربه نکرده بود، مجددا گرفتار ضحاک دیگری بنام صدام گردید.جوانانی که باید جان و اندیشه خود را در دانشگاه و کارخانه ها وقف  آموختن، اندوختن در پیکار با فقر و محرومیت و استضعاف جهان سلطه و استبداد نمایند ،متاسفانه بهترین لحظات فکری وقویترین شرایط یدی خودفدای مقابله با تهاجم ناسیونالیستی (پان عربیسم )شیوخ مرتجع و حزب بعث نمودند.

        مکر و حیله غرب وجهان عرب بالاخره پس از هشت سال دفاع مقدس خودشان  را گرفتار نمود.سرنوشت صدام و دولتهای ارتجاعی عرب در این حمایت برای اهل نظر و تاریخ کاملا مبرهن است. داستان دیوانه وار حمله صدام به کویت، عربستان و جهان ذلیل خاورمیانه برکسی پوشیده نیست.موضوعی که امام راحل(ره) پیشتر سرنوشت آن دیکتاتور را پیش بینی نمود.با این وصف جنگ تحمیلی، چه سرمایه انسانی، انرژی و هزینه های که براین انقلاب تحمیل ننمود!جهان غرب زیرکانه فصل هایی ازکتاب عتیق عبری( نیل تا فرات)رونمایی و تئوری فراماسونی رواج اندیشه‌های الحاد و دین ستیزی شیاطین انسان نما و آموزه های هاروت و ماروت درمکرخود داشته و دارند. امروزه تحریم‌های فلج‌کننده ناشی از تفکرهای زر، زور و تزویر بر این مردم داغدیده از نظام ستمشاهی، جنگ تحمیلی،خود حکایتی ناتمام جهان استکباری می باشد. در تقابل تاریخی و جهانی جوامع با غرب درصد سال اخیر  بجرات می توان گفت هیچ ملتی و دولتی همانند ایران درمقابل نظم پیشین و نوین  کدخدای خودخوانده آمریکا و  پلیس بد اروپایی اینگونه رویارویی ننموده است.

         امروزه بحران کرونا و پاندمیک ( همه گیری) بار مضاعفی برمصائب چند دهه اخیر این مرز و بوم نهاد است.البته  سوالی که براین موضوع وارد است اینکه چگونه کشور چین با جمعیت میلیاردی و شیوع  بحران کرونا از نقطه صفر ( شهر ووهان) چین شروع گردید! چرا و چطور در سایر مناطق شهری و روستایی آن کشور بخصوص پایتخت چین(پکن) شیوع پیدا نکرد! اما در مقابل در  کشورهایی از جمله ایران با وجود اطلاع قبلی و فرصت واکنش، هم اکنون همانند جریان خون این ویروس در مویرگ های جمعیتی (شهری و روستایی) کشورمان پخش و سرایت نموده است. چگونه است ، علیرغم پروتکل های بهداشتی ، دستوری و فاصله گذاری های اجتماعی متعدد و طولانی مدت در کشور باز ابلیس کرونا روزانه مردم ایران را  بیش از پیش مبتلا و ناخواسته زندگی مردم و خرد و کلان این مرز و بوم را به خزان تبدیل نموده است!؟.

        البته باید گفت نظام سوسیالیستی و نگاه مانیفیست اقتصادی چین و برنامه  بدون جنگ و شلیک (نظامی گری) چین امروزه بتدریج درحال تثبیت اقتدار اقتصادی بر جهان می باشد.درهای باز سیاست اقتصادی و تفکرحزبی و کمونیستی چین و سیاست تکنولوژی معکوس و جذب سرمایه های خارجی موجب گردیده بسیاری از نظام های اقتصادی غرب(آمریکا و اروپا) و کشورهای جنوب شرقی آسیا(ژاپن) را پشت سر میگذارد. در حالی که سایر جوامع و دولت‌ها قدرتمند درگیر تقابل های ایدئولوژیکی و استراتژیکی و نظامی گری هستند و در پروبلماتیک سیاسی و عقیدتی دچاره هزینه‌های ناپیدا و ناتمام شده‌اند ،چین کمونیست آگاهانه و بدون دغدغه در این فرصت باد آورده" خانه یغما" جهانی حداکثر بهره‌وری و اشتغالزایی و کپی برداری و تولید انبوه می نماید و کالاهای ارزان خود را حتی در کوره دهاتهای جوامع این کره خاکی را بفروش میرساند. لذا باید گفت چین همانند گرگ باران دیده و گاه در لباس میش! معلوم نیست ،چه خوابی برای جهان انسانی و اجتماعی در این کره خاکی دیده است. وقتی به نماد و پرچم چین می نگریم (پنج ستاره)، گویا ستاره بزرگ(چین) در روی پرچمش، چهار ستاره دیگر (چهار کشور دارای حق وتو) در زیر ستاره بزرگ چین قرار گرفته اند. انگار که یوسف وار اندیشه و نظام برتر خود را بر صفحه جهانی بتدریج  تثبیت می نماید. بنوعی چین سوسیالیست ،چهار قدرت دیگر جهانی (آمریکا، انگلیس،فرانسه و روسیه) بزودی تحت استیلای خود قرار میدهد.

       همین قدر میتوان گفت که چین هم اکنون در حدود (۵۳ درصد) دانشجویان خارجی در حال تحصیل در آمریکا بخود اختصاص داده است. مسلماً مطابق با برنامه های طراحی شده این نیروهای انسانی متخصص  بهمراه دیگر تحصیل کردگان درسایر جوامع پیشرفته، در آینده سرنوشت علمی،اقتصادی و دیپلماتیک جهان را بیش از پیش به دست خواهند گرفت. در یک تحلیل سرانگشتی بیشترین سرمایه های در گردش امریکا متعلق به چین می‌باشد. بنابر اذعان صاحب‌نظران اقتصادی در صورت خروج سپرده های چینی از بانکهای آمریکا آن کشور فلج می شود. امروزه سیاست های تقابل غرب (آمریکا) با چین کمونیست جنگ زرگری بیش نبوده و حنایی بدون رنگ برای اقتصاد آمریکاست. لذا باید گفت چین در تعاملات جهانی از نظر اقتصادی و تفاهم نامه های بین المللی فقط جیب خود را می بیند و نگاه منفعت طلبانه به روابط تجاری و سیاسی دنیا داشته و دارد .لذا شاهدیم چین کمونیست، در تمام تصمیمات سازمان ملل،شورای امنیت ، زیرکانه منفت طلبی حداکثریش مشهود است و برای رضای خدا وتئوریهای ایدئولوژیکی اقدام نمیکند. همانطور که گفته شد نظام حزبی آنان بدنبال توسعه طلبی اقتصادی میباشد.اگر مطابق با ضرب المثل تاریخی که گفته می شود "تمام راهها به رم ختم می شود" امروزه اگر خوب بنگریم در بعد اقتصادی باید گفت تمام سرمایه ها و دستاوردهای جهان اقتصادی به چین ختم می شود. بدین جهت متولیان امر  در کشور باید بدانند که سیاست‌های اقتصادی و تفاهم ۲۵ ساله با چشم بادامیها چینی ، همانند قرارداد های تاریخی ! بعضا امروزین باشگاه های ورزشی با مربیان چشم آبی و مو بور گرفتارنشویم . مانند مربیان ورزشی آن ور آبی، بهرطریقی وقتی کمیت شان لنگ می شود و قصد بهم زدن قراردادهای خود دارند، همانند اسلاف سیاسی خود یک طرفه زیر قرارداد (برجامی) زده وهمیشه باشگاه های ورزشی کشور و سرمایه ملی هست که هزینه می شود ! به نوعی در این تفاهم نامه ها و قراردادهای یک سر باخت و تکراری! آخر الامر این سرمایه ملی و باشگاهی ایران است که بتاراج می رود. نکته آخر اینکه در هژمونی شرق (چین) و غرب(آمریکا)ضروریست، ما نیز دقیقا شرایط را آنالیز کرده، تابعدا در عمل دچار خسران و درپاسخ به تاریخ(آیندگان) دچار حرمان و پشیمانی نگردیم. حال که در طول چند سده اخیر به لحاظ اقتصادی، سیاسی و قرادادهای فیمابین ژئو پلتیکی از غرب و تزاری روسیه خیری جز وابستگی و کسر سرزمینمان ندیدیم، مبادا از یارغار و رفیق به ظاهر بدون سوءسابقه  چین(پارس جنوبی!) باز دچاراغوا و فریب گردیم وبه قولی از چاله به چاه ویل بیفتیم !!!.